قالب میهن بلاگ قالب میهن بلاگ download  قالب بلاگفا قالب وبلاگ قالب پرشین بلاگ اخلاق اسلامی قالب بلاگ اسکای
X
تبلیغات
رایتل

طناز
طنز و ادب

عزیزی که یکی دوسال بیشتر نیست به جمع فامیلی ما اضافه شده ولی انگار از اول با ما فامیل بوده ،  طبع ظریفی داره و شعرهای قشنگی هم می سراید . ( نمی دانم چرا قسمت ما همین آدمای شاعر مسلکند ) . علی آقای فرهی چند تا شعر سروده بود که دیشب تو یه مهمونی برامون هی خوند و خوند ...  و مخ ما را خورد . از این یکی شعرش خیلی خوشم اومد که به مخ زنی هاش می ارزید . فکر کردم شاید بی مناسبت نبا شد که پای علی آقا را هم به طنازی باز کنیم  بلکه  بخشی از کم کاری ها ما را جبران کنند .

راست میگی، من نمی فهمم، خَرم.
پوچ پوچم، گچه اصلاً تو سرم.
بهره ی هوشی من خیلی کمه.
کی به من گفته که اسمم آدمه؟
من کجا و حس درد مشترک.
درد مردم تو دنیا، به درک.
گور بابای تجمعات فکر.
توی کشور دعا جادو و ذکر.
من نفهمم، عقلم از تو کمتره.
فهم خیلی داستانا واسه من دردسره.
من برای کار خرکاری فقط.
تو برام مرکز پرگاری فقط.
چشم من روی همه چی بسته شد.
بس که از دنیا رو دیدن خسته شد.
ما که گاویم و علوفه بسمون.
داده کی منطق آدم دستمون.
گوسفدای مزارع خودی.
ما مطیعیم، با خودی و بیخودی.
راست میگی،من نمی فهمم، خَرم.
خیلی حرفا چرخ می خورد تو سرم.
دست تقدیر اومد و دستای ما رو مشت کرد.
از همون روزی که خورشید هم به ماها پشت کرد.
گول استکبار رو خوردیم و شدیم یه اجنبی.
دشمنان مردم و امام معصوم و نبی.
باشه دنیا، رسم گاوی این نبود.
مقصد و مقصود راوی این نبود.
تلخ می مونه حساب من و تو.
مای گاو و حضرت حق وتو!
کاش می شد هیچ چیزی بد نبود.
کاش راه گاو بودن را خری بلد نبود.
کاش می شد، کاش حرفام راست بود.
کاش پائین دوغ و بالا ماست بود.
.
ع.ف.پنهان.

[ جمعه 4 بهمن‌ماه سال 1392 ] [ 15:12 ] [ سید رضا ضیائی ]

ما یک پسر خاله داریم که شاه نداره . خدا حفظش کنه . اگه اینفدر که شعر خوب می گفت طبابتش هم خوب بود ما تا الان قلب مورچه را هم زیر تیغ جراحی برده بودیم و عروق کرونر و دریچه میترالش راهم عوض کرده بودیم . ولی خداییش اگه نمی تونه مورچه محتضر را نجات بدهد " طنازی " را از مرگ نجات داده است . خلاصه آنکه  انوش جان کامنتی گذاشته بود و ما هم در تعارف جوابی خصوصی برایش فرستادیم . میم خاله زاده که عادت  سرکشی به کامنت های دیگران و پاسخ های ما به انان را ترک نکرده است مطلبی مطول و منظم ارسال کرده است . با اشعار نابش. این هم از میم خاله زاده عزیز . 


  سلام ، بی سوژه بودن و گاه بودن سوژه زیاد بهانه ای است برای ننوشتن!  که من هم بارها از این موضوع استفاده و سوء استفاده کرده ام. نظر ارزشمند عزیز ارزشمند  انوش بهمنش در ذیل مطلب "سرنترس" و بهانه های استاد ضیایی، باعث شد ذهن  خشکیده حقیر ترک بردارد و بتراوشد! انشاالله مورد قبول قرار گیرد. 


ای ضیایی! سید طناز ما 
ما پر از بغضیم و تو آواز ما 
طنز تو درد دل خواننده است 
در دل شب اختری تابنده است 
ما به طنز دل ربایت دل خوشیم 
غصه را با تیغ طنزت می کشیم 
مرهم زخم نهان ما تویی 
فصل خاموشی زبان ما تویی 
ما به طنز ناب تو خو کرده ایم 
ما به وبلاگت چنین رو کرده ایم 
حیف! گاهی کار تو تاخیری است 
قسمت ما غصه و دلگیری است 
کاش میشد طنز تو هر روز بود 
کمتر از این در دل ما سوز بود 
گر چه میدانم که داری مشغله 
نیست جایز حذف صورت مسئله 
هر بهانه پیش عشاقت رد است 
"پیرم و طنزم نمی آید" بد است 
گر که می خواهی مرا "راضی" کنی 
خواهشم این است، طنازی کنی! 
ای ضیایی، جان من Update باش 
پیش این درهای بسته Gate باش 
خواهش میم خاله زاده گوش کن 
اعتنا بر مردم با هوش کن

[ شنبه 18 آبان‌ماه سال 1392 ] [ 20:47 ] [ سید رضا ضیائی ]

کم کم  باید یه فکری برای این دکتر میم. خاله زاده بکنیم . به گمانم  می خواد  یا توطئه کنه یا  کودتا . این اواخر خیلی شعر و مطلب برای طنازی فرستاده و همشون هم قشنگ و گیرا بوده است. غلط نکنم داره این کار ها رو می کنه تا عین صهیونیست ها که زمین های  فلسطینی ها رو خریدیدند و یه روز همه متوجه شدند که صهیونیست ها همه جارو اشغال کردنده اند یه روزی هم طنازی شش دانگ بشه به اسم میم . خاله زاده . عیب نداره همین که طنازی زنده بمونه خوبه ، چه دست ما باشه چه دست پسر خاله یا هرکس دیگه ای که دوتا کلمه طنز بگه و چارتا تبسم  ایجاد کنه. چیزی که ما تو مملکتمون کم داریم تبسمه . ممنونم پسر خاله . همیشه خندان باشید . انشااله .


چند سالی (*) بود همه درا بسته بود                              پرنده کنج قفسش خسته بود 

مردی می خواستیم  که کلید ساز باشه  با بال خسته فکر پرواز باشه 

قفلای زندگیمون و  واکنه  پریدن و دوباره  احیا کنه 

بیاد به ما دوباره عزت بده  به زندگیمون طعم لذت بده 

هی شب و روز وعده بیجا نده  وعده یک میلیون و ویلا نده 

نخواد که نفت رو سفره مون بیاره  رو سفره مون یه لقمه نون بیاره 

کابینه  رو  ندونه خط قرمز   دلش و نده فقط به عشق چاوز 

به آدمیزاد ، خس و خاشاک نگه  حرفای ناپسند و ناپاک  نگه 

حرفای مفت نده به خورد مردم  فکری کنه  به حال این تورم 

دور سرش هاله ی نور نباشه  فکر خرافات ظهور نباشه 

بجنگنه با فکرای انحرافی                                                بگم بگم ، نگه برا تلافی !!

مملکت و درست کنه  اداره  پیشکش مون معجزه هزاره

                                  ***

تااینکه پیدا شد حسن کلید ساز  گفت که میام قفلا رو می کنم باز 

گفت به شما حرفای راست می گم من  هرچی بشه بی کم و کاست می گم من 

هرچی بگم بهش عمل می کنم  مشکل اشتغال و حل می کنم 

میام تورم و مهار می کنم  غول گرونی رو شکار می کنم 

مرام من ، مرام اعتداله  افراط و تفریط برا من محاله 

وامی ز اصلاح و اصول ندارم  از اعتدال خود عدول ندارم 

نگاه کنید تو دست من کلیده   کلید من تدبیره و امیده 

اگر من و شما کنید انتخاب  خواسته هاتون نمی مونه بی جواب 

        ***

ما خواسته ی اون و اجابت کردیم  توانتخابات همه شرکت کردیم 

رو برگه ها ، اسم حسن نوشتیم  حسن رو با عشق وطن نوشتیم 

خدا کنه حسن جناحی نشه تو دولتش هیچ افتضاحی نشه

خدا کنه قفلامون و واکنه  عزت گمگشته رو پیدا کنه 

خدا کنه حسن بشه رو سفید  امیدمون رو نکنه ناامید 


(*)در برخی  نسخ " هشت سالی بود همه درا بسته بود " آمده است 

[ جمعه 14 تیر‌ماه سال 1392 ] [ 16:04 ] [ سید رضا ضیائی ]


 هشلهف 

مردم برای بیان این نظر که گویش برخی از واژه‌ها یا عبارات از یک زبان بیگانه تا چه اندازه می‌‌تواند نازیبا و نچسب باشد، جمله‌ی انگلیسی (I Shall have) به معنی من خواهم داشت را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگویند ببینید گویش این عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون دیگر این واژه مسخره‌آمیز را برای هر واژه عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز (چه پارسی و چه بیگانه) به کار می‌‌برند.


ادامه مطلب
[ شنبه 9 بهمن‌ماه سال 1389 ] [ 09:30 ] [ سید رضا ضیائی ]


چُسان‌فُسان

 

 

این کلمه  از واژه‌ی روسی (Cossani Fossani) به معنی آرایش شده و شیک‌پوشیده گرفته شده است.


ادامه مطلب
[ یکشنبه 19 دی‌ماه سال 1389 ] [ 13:57 ] [ سید رضا ضیائی ]

 

 زپرتی 

 


زپرتی (Zeperti)) واژه‌ ای روسی به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاق‌های روسی در ایران است، در آن دوران هرگاه سربازی به زندان می‌‌افتاد دیگران می‌گفتند فلانی " زپرتی " شد ...
ادامه مطلب

[ پنج‌شنبه 16 دی‌ماه سال 1389 ] [ 18:53 ] [ سید رضا ضیائی ]

 


  


  نخستین ذرت بوداده‌یی که در ایران به فروش رسید، محصول کارخانه‌ی آقای "چِستر فیلد" بود... ما ایرانیان هم که در کوتاه کردن و از سر و ته نام‌ها زدن استادیم، رفته رفته واژه‌ی "چِستر فیلد" را به "چُسِ فیل" تقلیل دادیم!!! بی‌‌چاره آقای "چستر فیلد".

برخی  نیز می گویند این واژه قیبلا " چه سفید " بود ه است که بعد ها تغییر شکل یافته است. در سالهای اخیر این واژه به علت وجود برخی الفاظ غیر مودبانه دربخش هایی از آن به پاپ کورن تغییر  یافته بود. اما بعد از موضع گیری پاپ  علیه ایران ، ایرانی ها که هم خوش طبع هستند هم سیاسی گفتند که ما از این پس به جای پاپ  کورن همان چس فیل را استفاده می کنیم ..
ولی خوب است این را هم بدانید که فرهنگستان
. زبان پارسی، واژه‌ی " گُلْ بلال" را برای ذرت بوداده انتخاب کرده است. از این پس به‌جای واژه‌ی‌ نادرست و بودار "چُسِ فیل" بهتر آنست که بگوییم "گُلْ بلال" که هم درست‌تر می‌باشد هم بی‌بو.

 البته از حق نگذریم " چس فیل " مخصوصا تازه و داغ آن خوش بو است

[ پنج‌شنبه 11 آذر‌ماه سال 1389 ] [ 16:08 ] [ سید رضا ضیائی ]

کرسی شعر یا ....؟ 

برخی از واژه ها گاهی آنقدر تغییر شکل می یابند که پیدا کردن ریشه آن مشکل و گاه غیر ممکن می شود
یکی از این واژه ها " کرسی شعر " است.  



ادامه مطلب
[ شنبه 15 آبان‌ماه سال 1389 ] [ 10:35 ] [ سید رضا ضیائی ]

یکی از بستگان خدا


ادامه مطلب
[ یکشنبه 3 مرداد‌ماه سال 1389 ] [ 22:37 ] [ سید رضا ضیائی ]

  

لبخند بهار


ادامه مطلب
[ یکشنبه 20 تیر‌ماه سال 1389 ] [ 09:54 ] [ سید رضا ضیائی ]

وام واژه ها ی روسی  

  

 

 

و    

 

 

فرانسوی


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 16 تیر‌ماه سال 1389 ] [ 12:06 ] [ سید رضا ضیائی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بازنشستم... روزگارم بد نیست کارمن طنازی است جثه ای دارم اندازه فیل دلم اما گنجشک دل من مثل همه مردم شهر یک کمی تیره شده درعوض موی سرم گشته سپید می نویسم اما، فقط او می خواند پس تو هم باش همانگونه که اوست ... .................. ....................... تقدیم به خواهر فقیدم *************** دل شکستم روزگارم خوب نیست خواهرم رفت از این دار پلید و کسی نیز نفهمید که بر ما چه گذشت دل گنجشکی من ترکید از غم او هیکل فیلی من پر احساس شده حس غم ، غصه و آه روزگار همه مان گشته سیاه
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 362261