قالب میهن بلاگ قالب میهن بلاگ download  قالب بلاگفا قالب وبلاگ قالب پرشین بلاگ اخلاق اسلامی قالب بلاگ اسکای
X
تبلیغات
رایتل

طناز
طنز و ادب

ای از قدیم گفتن مالت رو سفت بگیر ، همسایه ات رو دزد نکن ...

[ شنبه 30 مهر‌ماه سال 1390 ] [ 15:47 ] [ سید رضا ضیائی ]

 

 کسی حاضره کمک کنه؟ 


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 28 مهر‌ماه سال 1390 ] [ 09:27 ] [ سید رضا ضیائی ]

خبر فوری ...

  

بر اساس آخرین گزارش های دریافتی  یارانه خاوری مدیر عامل فراری بانک ملی قطع شد. 

اخبار تکمیلی متعاقبا ارسال خواهد شد. 

 

 

پ . ن . تا دیگران بدانند خوردن بیت المال بی پاسخ نمی ماند .

[ سه‌شنبه 19 مهر‌ماه سال 1390 ] [ 07:43 ] [ سید رضا ضیائی ]

 

http://shafaf.ir/fa/pages/?cid=77116 

لینک مربوطه ( سایت شفاف )

 

[ چهارشنبه 13 مهر‌ماه سال 1390 ] [ 09:11 ] [ سید رضا ضیائی ]

[ چهارشنبه 13 مهر‌ماه سال 1390 ] [ 09:07 ] [ سید رضا ضیائی ]

خدا رحمتش کنه. مرحوم بهمن الماسی از هنرمندانی بود که خیلی زود از دنیا رفت. خدا بیامرز تعریف می کرد : در دوره سربازی در یکی از روستا های دور افتاده به عنوان سپاهی دانش خدمت می کرده و چند ماهی حقوق برایش ارسال نشده بود. حسابی کفگیر به ته دیگ خورده بود . در آن زمان سپاهی دانش در روستاهای دارای ارج و قرب زیادی بود و معمولا " آقای مدیر " خطاب می شدند.برای آقای مدیر که نماینده شاه به حساب می آمد خیلی بد بود که بگوید پول ندارد . الماسی می گفت کدخدا را به منزل دعوت کردم و به او گفتم فردا همه روستاییان باید به مدرسه ده بیایند و ثبت نام کنند . کدخدا از این موضوع خیلی استقبال کرد. فردای آن روز یک ورق امتحانی را را خط کشی کردم و از هر روستایی که برای ثبت نام مراجعه می کرد یک تومان دریافت می شد . آنهایی هم که دنبال گله بودند و پس فردا مراجعه کرده بودند 12 ریال پرداختند کردند. یک تومان برای ثبت نام و 2 ریال جریمه تاخیر . حدود 300 تومان جمع شد . آن زمان پول خوبی به حساب می آمد و کار ما راه افتاد. همان شب کدخدا به خانه من آمد و خیلی تشکر می کرد . می گفت آقای مدیر ما از شما خیلی ممنونیم . تا حالا در روستای ما از کسی ثبت نام نکرده بودند و این اولین باربود که شما از اهالی روستای ما ثبت نام کردید. حالا چه شد که این خاطره را نقل کردم. دیروز یکی از دوستان از بنده  از سرنوشت سهام عدالت می پرسید. من هم اینخاطره را برای او نقل کردم .  ما از اقای دکتر خیلی متشکریم که مارا صاحب سهام کرد . تا حالا کسی به ما سهام نداده بود .

[ سه‌شنبه 5 مهر‌ماه سال 1390 ] [ 09:12 ] [ سید رضا ضیائی ]

  

امام جمعه بیاد
نماینده مجلس  بیاد
بخشدار بیاد
شهردار باشه
اعضای شورای شهر یاری کنند
 مسئولین همکاری کنند
زمینو یکی دیگه بده
تازه مردم پول بدن
که چه خبره.....
 میخوان دو تا توالت بسازن!!!

  خداییش  اگه اینا می خواستن برج های دوقلوی مرکز تجارت جهانی را بسازن کیا باید می اومدن؟ 
 
 

[ شنبه 2 مهر‌ماه سال 1390 ] [ 14:17 ] [ سید رضا ضیائی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بازنشستم... روزگارم بد نیست کارمن طنازی است جثه ای دارم اندازه فیل دلم اما گنجشک دل من مثل همه مردم شهر یک کمی تیره شده درعوض موی سرم گشته سپید می نویسم اما، فقط او می خواند پس تو هم باش همانگونه که اوست ... .................. ....................... تقدیم به خواهر فقیدم *************** دل شکستم روزگارم خوب نیست خواهرم رفت از این دار پلید و کسی نیز نفهمید که بر ما چه گذشت دل گنجشکی من ترکید از غم او هیکل فیلی من پر احساس شده حس غم ، غصه و آه روزگار همه مان گشته سیاه
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 381544