قالب میهن بلاگ قالب میهن بلاگ download  قالب بلاگفا قالب وبلاگ قالب پرشین بلاگ اخلاق اسلامی قالب بلاگ اسکای
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

طناز
طنز و ادب

پیری دو تا نشانه دارده. یکیش فراموشیه دومیش هم یادم نیست. یه داستان کوتاه از دوتا از هم سن و سال های بنده خواندنی است

دو تا پیرمرد با هم قدم می زدن و 20 قدم جلوتر همسرهاشون کنار هم به آرومی در حال قدم زدن بودن.
پیرمرد اولی گفت: «من و زنم دیروز به یه رستوران رفتیم که هم خیلی شیک و تر تمیز و با کلاس بود، هم کیفیت غذاش خیلی خوب بود و هم قیمت غذاش مناسب بود
پیرمرد دوم گفت  «اِ... چه جالب. پس لازم شد ما هم یه شب بریم اونجا... اسم رستوران چی بود؟»
پیرمرد اول کلی فکر کرد و به خودش فشار آورد، اما چیزی یادش نیومد. بعد پرسید: «ببین، یه حشره ای هست، پرهای بزرگ و خوشگلی داره، خشکش می کنن تو خونه به عنوان تابلو نگه می دارن، اسمش چیه؟»
پیرمرد دوم: «پروانه؟»
پیرمرد اولی گفت : «آره!» بعد با فریاد رو به همسرش: «پروانه! پروانه! اون رستورانی که دیروز رفتیم اسمش چی بود؟!!!»

[ دوشنبه 5 دی‌ماه سال 1390 ] [ 12:01 ] [ سید رضا ضیائی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بازنشستم... روزگارم بد نیست کارمن طنازی است جثه ای دارم اندازه فیل دلم اما گنجشک دل من مثل همه مردم شهر یک کمی تیره شده درعوض موی سرم گشته سپید می نویسم اما، فقط او می خواند پس تو هم باش همانگونه که اوست ... .................. ....................... تقدیم به خواهر فقیدم *************** دل شکستم روزگارم خوب نیست خواهرم رفت از این دار پلید و کسی نیز نفهمید که بر ما چه گذشت دل گنجشکی من ترکید از غم او هیکل فیلی من پر احساس شده حس غم ، غصه و آه روزگار همه مان گشته سیاه
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 345443