قالب میهن بلاگ قالب میهن بلاگ download  قالب بلاگفا قالب وبلاگ قالب پرشین بلاگ اخلاق اسلامی قالب بلاگ اسکای
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

طناز
طنز و ادب

برای نسلی که کار خود در رسانه ها را با اینتر نت و ابزار الکترونیکی مدرن شروع کرده اند مشکل است تصور کنند که در سالهای دهه 60 و پیش از آن خبرگزاری ها چگونه عکسهای خود را برای یکدیگر ارسال می کردند . کار روزنامه های داخلی خیلی سخت نبود . نمایندگان روزنامه ها هر روز به واحد عکس مراجعه می کردند و از روی کنتاکت هایی که از عکس های تهیه شده ایرنا چاپ شده بود ، عکسهای خود را انتخاب می کردند . اما ارسال عکس از نمایندگی های داخلی ایرنا  کمی سخت تر بود. عکاسان شهرستانها فیلم خود را از طریق پست و اگر فوری بود با اتوبوس یا هواپیما ارسال می کردند و نماینده ای از ایرنا برای تحویل به ترمینال یا فرودگاه مراجعه می کرد و بقیه داستان ... 

 


اما نکته ای که برای نسل جدید در ایرنا و سایر رسانه ها می تواند جالب باشد ارسال عکس از خارج از کشور به ایرنا یا برعکس بود.
 هرگاه ایرنا عکس مهمی می داشت برای کلیه خبرگزاری های خارجی  یا آنهایی که فکر می کردند خریدار عکس باشند تلکسی مخابره می کرد و مشخصات عکس آماده فروش را در آن شرح می داد. خبرگزاری  یا روزنامه  علاقمند به خرید این خبر در پاسخ تلکس دیگری مخابره می کرد و چانه زنی بر سر قیمت شروع می شد. پس از توافق نهایی بر سر قیمت عکس کار واحد تله فتو شروع می شد.
 واحد تله فتو اتاق کوچکی بود که از حمام به اتاق تله فتو تغییر کاربری داده بود باهمان کاشی کاری و وان بزرگ سفیدی که در کنار آن قرارداشت با  این تفاوت که با یک تخته پهن پوشانده شده بود و به یک میز کار تبدیل شده بود.
دستگاه تله فتو هم روی این میز قرار داشت. این دستگاه سیلندری داشت که عکس سیاه و سفید روی آن فیکس می شد و یک چشم الکترو نیکی روی آن حرکت می کرد و عکس را خط به خط اسکن و از طریق یک خط تلفن به مقصد مخابره می کرد.
 آن روزها همکار خوب مان آقای علی  پریوش روشندل مسئول تله فتو بودند.
اقای روشندل  با تلفن به طرف گیرنده اعلام آمادگی می کرد و طرف مقابل هم همینطور . دوطرف که آماده مخابره عکس می شدند در اتاق( حمام سابق ) بسته می شد و  به تاریخانه ای که هیچ نوری به جز نور چشم الکترونیکی  در آن وجود  نداشت تبدیل می شد. برای جلوگیری از ارسال پارازیت دو طرف تا پایان کار دهنی تلفن خود را باز می کردند و متنظر می ماندند تا مخابره عکس که گاهی  15 تا 20 دقیقه طول می کشید تمام شود.
روشندل عزیز هم که در این مدت کار دیگری نمی  توانست  انجام دهد در این فضای کوچک و بسته که هیچ هواکشی هم نداشت دو سه تا سیگار دود می کرد. اگر طرف مقابل اوکی می داد کار تمام شده بود واگر اشکال یا پارازیتی در راه ؛ عکس را خراب کرده بود ، روز از  نو روزی از نو و دوباره همان قصه تکرار می شد . پس از پایان این کار که در آن روز ها نهایت تکنولوژی به حساب می آمد در آتاق باز می شد و حجم زیادی از دود سیگار فضای  اطراف را پر می کرد. گاهی می شد حرکت دود سیگار را لابلای مو های بلند آن روز های روشندل  مشاهده کرد.
 عکسی از دستگاه های تله فتو قدیم ایرنا پیدا نکردم که  با این نوشته همراه کنم ولی یک عکس از آن طرف خط در اینترنت یافتم که شاید به دیدنش بیرزد .  شاید خیلی ها یادشان باشد که در روزنامه ها و مجلات قدیمی زیر عکس هایی که به این ترتیب دریافت کرده بودند می نوشتند  " عکس رادیویی از مثلا فرانس پرس یا آسو شیتد پرس "
 اما حالا برای ارسال یک عکس رنگی با کیفیت بسیار بالا شاید فقط چند ثاینه بیشتر صرف نشود، بدون هیچ دردرسری  .
یادش به خیر . با همه این مشکلات کار عکس و خبر آن روز ها خیلی شیرین تر بود.

[ چهارشنبه 1 تیر‌ماه سال 1390 ] [ 12:00 ] [ سید رضا ضیائی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بازنشستم... روزگارم بد نیست کارمن طنازی است جثه ای دارم اندازه فیل دلم اما گنجشک دل من مثل همه مردم شهر یک کمی تیره شده درعوض موی سرم گشته سپید می نویسم اما، فقط او می خواند پس تو هم باش همانگونه که اوست ... .................. ....................... تقدیم به خواهر فقیدم *************** دل شکستم روزگارم خوب نیست خواهرم رفت از این دار پلید و کسی نیز نفهمید که بر ما چه گذشت دل گنجشکی من ترکید از غم او هیکل فیلی من پر احساس شده حس غم ، غصه و آه روزگار همه مان گشته سیاه
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 345249