قالب میهن بلاگ قالب میهن بلاگ download  قالب بلاگفا قالب وبلاگ قالب پرشین بلاگ اخلاق اسلامی قالب بلاگ اسکای
X
تبلیغات
رایتل

طناز
طنز و ادب

 

 

 آبشان توی یک جوی نمی رود

" آبشان توی یک جوی نمی رود»
 
ریشه ضرب المثل  آبشان توی یک جوی نمی رود یا آبشان از یک جوی نمی گذرد به دوران گذشته ای باز می گردد که مردم دسترسی به آب لوله کشی نداشتند و معمولا در نوبت های مشخصی  آبی که از قنات ها یا رودخانه ها به آبادی می رسید را در آب انبار ها یا حوض ها ذخیره می کردند.
این کار درد سر های زیادی داشت از جمله آنکه معمولا این کار در شب و گاهی نیمه های شب انجام می شد تا از آلودگی دباغ ها ، گازر ها ( رختشو ها ) و افرادی که از آب جوی برای شستن فرش و ظروف استفاده می کردند در امان بمانند و آب پاک تری را روانه آب انبار ها یا حوض ها بکنند. این آب معمولا به همه گونه مصرفی از جمله نوشیدن می رسید هنگامی که نوبت آب خانواده ای می شد و آب در جوی ها راه می افتاد هر کس کوشش می کرد پیش از آن که جریان آب قطع شود زودتر آب خود را برداشت کند  و  این عجله و شتاب زدگی و عدم رعایت نوبت  موجب می شد که در این شب ها چنان غوغا و قشقرقی در محلات به راه بیفتد که دیگر کسی نمی توانست تا صبح بخوابد.
در روستاها که موضوع آب گیری و آبیاری مزارع به عنوان یک عنصر اقتصادی مهم جنبه  حیاتی داشت این وضعیت بسیار شدیدتر بود و کشاورزان هنگام آب گیری گاه با داس و بیل و چوب به جان یکدیگر می افتادند و یکدیگر را زخمی و حتی به قتل می رساندند. بنا براین و برای جلوگیری از پیش آمدن چنین مشاجراتی  بود که هر کس کوشش می کرد آب مورد نیاز خود را از جویی برندارد که آنانی که با او مشاجره دارند از آن بر می دارند و از این رو است که اکنون ضرب المثل " آبشان از یک جوی نمی گذرد " را در مورد کسانی به کار می برند که بر سر موضوعی با یکدیگر نمی سازند و با هم مشاجره دارند و  هرگاه میان دو یا چند تن در انجام کاری توافق و سازگاری وجود نداشته باشد از این عبارت برای نشان دادن رابطه ی آنان استفاده می شود .

خاطره : یکی از قدیمی ها که خدایش بیامرزد نقل می کرد که هرگاه در خانه ورستایی مان نان می پختیم برای ساختن خمیر از آب حوض خانه استفاده می کردیم و برای آنکه آب سالم تری مورد استفاده قرار گیرد آن را با صافی یا پارچه ای تمیز صاف می کردیم . آنچه در صافی باقی می ماند کرم و لارو حشرات بود و حجم آن  آنقدر زیاد بود که به عنوان غذا به مرغ  و خروس ها می دایم ..(یکی از دلایل بیمارهای عفونی فراوانی که در گذشته وجود داشت همین آبهای غیر بهداشتی بود  )
 الله اکبر از این همه نظافت
 

[ سه‌شنبه 15 تیر‌ماه سال 1389 ] [ 09:07 ] [ سید رضا ضیائی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بازنشستم... روزگارم بد نیست کارمن طنازی است جثه ای دارم اندازه فیل دلم اما گنجشک دل من مثل همه مردم شهر یک کمی تیره شده درعوض موی سرم گشته سپید می نویسم اما، فقط او می خواند پس تو هم باش همانگونه که اوست ... .................. ....................... تقدیم به خواهر فقیدم *************** دل شکستم روزگارم خوب نیست خواهرم رفت از این دار پلید و کسی نیز نفهمید که بر ما چه گذشت دل گنجشکی من ترکید از غم او هیکل فیلی من پر احساس شده حس غم ، غصه و آه روزگار همه مان گشته سیاه
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 377538